عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

102

منازل السائرين ( شرح عبد الرزاق الكاشانى ) ( فارسى )

الْأَرْضِ وَ لا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها إِنَّ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ » « 1 » هيچ مصيبتى ( ناخواسته ) در زمين و نه در وجود شما روى نمىدهد مگر اينكه همهء آنها قبل از آنكه زمين را بيافرينيم در لوح محفوظ ثبت است ؛ و اين امر براى خدا آسان است . اين به خاطر آن است كه براى آنچه از دست داده‌ايد تأسف نخوريد ، و به آنچه به شما داده است دلبسته و شادمان نباشيد . و در نتيجه از منازعه و كشمكش در برابر حكم خدا دست مىكشد ؛ زيرا مىداند هرچه روزى او باشد ، به او خواهد رسيد و هرچه روزى او نباشد ، هرچند سعى و تلاش كند ، به او نخواهد رسيد ، و در اين هنگام است كه آرامش مىيابد و آسوده‌خاطر مىگردد . ] درجهء دوّم ، درجهء ايمنى است ؛ ايمنى بنده از فقدان و [ از كف رفتن ] آنچه براى او مقدر شده ، و ايمنى از اينكه آنچه [ در لوح محفوظ نسبت به روزى او ] نگاشته شده ، كم و ناقص گردد . و در اين صورت است كه سالك به راحت رضا دست مىيابد ، [ يعنى به مقام رضا مىرسد و از آرامش و راحتى كه در اين حالت است ، بهره‌مند مىشود ] ؛ و اگر بدان دست نيافت به غناى يقين مىرسد [ و آن ايمان قوى به قضا و قدر الهى و احكام خداوند است كه در سالك احساس غنا و بىنيازى از غير به وجود مىآورد . ] و اگر به اين مقام نيز نرسيد ، از پاكى صبر برخوردار مىشود . [ ظلف ، كه در كلام شيخ آمده ، عبارت است از نزاهت نفس و پاكى آن از رذايل ، مانند جزع و فزع و امثال آن . ] درجهء سوّم ، آن است كه سالك اوليت [ و ازليت ] حق‌تعالى را شهود كند . [ يعنى تجلى حق در ازل به صور اعيان و احوال اعيان را شهود كند ، تا دريابد كه همهء آنچه بر خلايق جارى مىشود ، صور معلومات حق است كه حق‌تعالى بدان در ازل تجلى كرده است . ] تا از رنجها و مشقات قصدها [ و اهداف و آرزوها و طلبها ] رهايى يابد ، و از مشقتهاى محافظتها [ و نگهداريها و حذرها و احترازها و چاره‌ها و تدبيرهايى كه

--> ( 1 ) - 57 / 22 23 .